@@ fun kids club @@

@@ fun kids club @@
کلوپ سرگرمی برای کودکان
آخرين مطالب
لینک دوستان

 

 

 

 

 

 

  www.radin2010.niniweblog.com

 www.funclubkids.niniweblog.com     

سلام به همه مامانای مهربون ' اگر تمایل به خرید لباس کودک برندهای ترک در تلگرام هستید

لینک زیر را کلیک کنید با سپاس فراوان

https://telegram.me/joinchat/04b07d29017607e2a1a574049fbb4b7c

 

دوستان میتونید لینک رو در قسمت آدرس بار  کپی کنید و از این طریق عضو شوید



[موضوع : ]
[ شنبه 24 / 5 / 1394 ] [ 11:39 قبل از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

چگونه هوش هیجانی کودک تان را شکوفا کنید؟

HOSH BACHEHAWwW.Kamyab.IR  چگونه هوش هیجانی کودک تان را شکوفا کنید؟

هوش هیجانی، بهترین پیش گوی دست آوردهای آینده کودک است. هم چنین بسیاری از مردم بر این باورند که هوش هیجانی، بیش تر از ضریب هوشی و مهارت های فنی، به موفقیت کودکان کمک می کند. به توانایی افراد در شناخت و کنترل احساسات شخصی خود و دیگران و هم چنین استفاده از این توانایی برای تصمیم گیری بهتر، تفکر خلاقانه، انگیزه بخشیدن به خود و دیگران، لذت بردن از سلامتی و روابط بهتر و زندگی شادتر، «هوش هیجانی» می گویند.

۱٫ آرام باشید
اضطراب خودتان را کاهش دهید. «هری استاک سالیوان»، نظریه ای مبنی بر به ارث بردن اضطراب از والدین را ارایه کرده است. تحقیقات نشان می دهد که تماس لمسی والدین، صدا و حتی حرکات آن ها می تواند اضطراب نوزاد را کاهش یا افزایش دهد.

۲٫ توانایی حل مسئله را یادش بدهید
به کودک تان بیاموزید که چگونه مشکلات را حل کند. گاهی وقت ها، زمانی که کودکان احساس کنند درک می شوند، راحت تر می توانند مشکلات شان را قبول و هم چنین حل کنند؛ البته زمان هایی هست که آن ها برای این کار، به کمک والدین خود نیز نیاز دارند. بهترین کار این است که صبر کنید تا آن ها، خودشان برای حل مشکلات، سراغ تان بیایند و کمک بخواهند.

۳٫ آرامش داشتن را به کودک بیاموزید
به او یاد بدهید که چگونه خودش را تسکین دهد و آرام کند. کودک، معنای آرامش بخشیدن را از والدین می آموزد و یاد می گیرد که چگونه نیازهای خود را کنترل کند و در زندگی، چگونه خود را در برابر مشکلات، آرام نگه دارد.

۴٫ تایید کنید
احساسات فرزندتان را بپذیرید و آن را تایید کنید. به او بگویید که نمی تواند احساساتش را انتخاب کند، اما باید یاد بگیرد که با آن احساسات، چه کار کند و چگونه آن ها را بروز دهد.

۵٫ همدردی کنید
با او هم دردی کنید. زمانی که برای احساس ناراحتی یا عصبانیت فرزند خود، نمی توانید کاری انجام دهید، بهترین کار، هم دردی با اوست. انسان ها، وقتی بدانند کسی هست که آن ها را درک کند، راحت تر، با مشکلات احساسی خود، کنار می آیند. هم دردی کردن، به کودک کمک می کند که متوجه شود زندگی، احساسی خطرناک یا شرم آور نیست و همه، در زندگی شان، با احساسات مختلف، درگیر هستند. هم چنین او، هم دردی کردن با دیگران را یاد می گیرد. شما می توانید از این جمله ها هم کمک بگیرید: «می دانم که سخت است بازی کردن را تمام کنی و بیایی با هم شام بخوریم، اما الان، زمان شام خوردن است».

۶٫ تحقیر نکنید
به او اجازه دهید احساساتش را بیان کند. به جای نادیده گرفتن یا تحقیر کردن احساسات فرزندتان، به او اجازه دهید آن ها را بیان کند؛ برای مثال، به او نگویید «یک زخم به این کوچکی که درد ندارد». با او، طوری رفتار کنید که بتواند احساساتش را برای تان بازگو کند. نادیده گرفتن خشم و ناراحتی او، سبب نمی شود آن ها را فراموش کند، بلکه باعث می شود احساساتش را درون خود بریزد. این احساسات، نابود نمی شوند و دنبال راهی برای بروز می گردند و ممکن است خود را به صورت کابوس نشان دهند.

۷٫ خوب گوش کنید
به احساسات و هیجانات کودک تان، گوش دهید. گاهی وقت ها، کودکان نیاز دارند احساسات شان را برای تان بازگو کنند و شما، آن ها را بشنوید. این کار، به آن ها کمک می کند تا با احساس خود، کنار آیند و آن را رها کنند. می توانید از جمله هایی مانند «ناراحت به نظر می رسی. همه ناراحت می شوند. من کنارت هستم. می توانی با من صحبت کنی» یا «می دانم آن قدر ناراحت و عصبانی هستی که می خواهی فریاد بزنی و گریه کنی. من هم گاهی وقت ها، این طوری می شوم» استفاده کنید.

۸٫ در آغوشش بگیرید
نوزاد خود را در آغوش بگیرید و به صدای گریه او، واکنش نشان دهید. هوش هیجانی با ارتباط های اولیه او با دیگران و اعتمادش به اطرافیان، شروع به رشد می کند.
به توانایی افراد در شناخت و کنترل احساسات شخصی خود و دیگران و هم چنین استفاده از این توانایی برای تصمیم گیری بهتر، تفکر خلاقانه، انگیزه بخشیدن به خود و دیگران، لذت بردن از سلامتی و روابط بهتر و زندگی شادتر، «هوش هیجانی» می گویند.

۹٫ بازی «شاید…» را جدی بگیرید
بازی «شاید… » یکی دیگر از بازی هایی است که به کودک کمک می کند احساسات گوناگون را درک کند. وقتی که در خیابان هستید و کسی را غمگین می بینید، این بازی را شروع کنید. اجازه دهید هر کس، دلیل ناراحتی او را حدس بزند: «شاید او، دیر به محل کار خود رسیده است»، «شاید با کسی، بحث کرده است» و…

۱۰٫ الگو باشید
بهترین الگو برای آن ها باشید. کودکان، چیزهایی را که می بینند، انجام می دهند. بنابراین یک الگوی کامل برای او باشید. آیا شما، وقتی عصبانی هستید، کسی را کتک می زنید؟ آیا می توانید هنگام جر و بحث، آرامش خود را حفظ کنید؟ آیا با دیگران، احساس هم دردی می کنید؟ همه این کارها را نیز او، از شما می آموزد.

۱۱٫ درباره اتفاقات دردناک سکوت نکنید
حرف زدن در مورد اتفاقات دردناک را به او یاد دهید. این کار، به کودک کمک می کند در زمان هایی که با اتفاقات دردناک مواجه می شود، احساسات خود را بیان کند.

۱۲٫ از احساسات حرف بزنید
زمانی برای سرگرمی و شناخت احساسات، در نظر بگیرید. یادتان باشد که کتاب ها و فیلم ها، فقط برای سرگرمی نیستند. هنگامی که با کودک تان، کتابی را می خوانید یا فیلمی را تماشا می کنید، از او، در مورد اتفاقاتی که در کتاب رخ داده و شخصیت ها، سوال کنید و درباره چیستی و چرایی این احساسات با او گفتگو کنید.

۱۳٫ موقعیت سازی کنید
از او بپرسید «تو، چه کار می کردی اگر…؟» شما می توانید هنگامی که در ماشین و پشت ترافیک هستید یا هنگام صرف شام دور میز، این بازی را با کودکان انجام دهید. سوال های مختلف، به او کمک می کنند تا در مورد راه های مختلف واکنش نشان داده در موقعیت های مختلف، فکر کند. برای مثال، از او بپرسید «اگر من، تو را به خاطر کاری که نکردی، سرزنش کنم، چه کار می کنی؟»

 

به نقل از پرداد



[موضوع : آموزشی -تربیتی]
[ دوشنبه 7 / 11 / 1392 ] [ 12:01 قبل از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

نقش ویژه مادر در پرورش یک پسر خوب

1 MadarPesarWwW.KamYab.IR  نقش ویژه مادر در پرورش یک پسر خوب

در این مطلب قرار است روش هایی برای تربیت عالی پسربچه ها را مطالعه کنید. از آنجا که پسرها شیطنت بیشتری دارند و کارهای خطرناک بیشتری هم نسبت به دخترها انجام می دهند، باید برخی موارد را در روند تربیت آنها بدانید تا در آینده، پسری موفق و با اعتمادبه‌نفس تحویل جامعه بدهید.

1٫ تواضع و فروتنی را به او بیاموزید
هرگز پسر خود را خیلی مغرور و از خودراضی بار نیاورید. خیلی هم اعتمادبه‌نفس را از او نگیرید. سعی کنید با مطالعه و کمک گرفتن از مشاوران پسری تربیت کنید که در عین ادب و تواضع، شخصیت و غرور خود را نیز حفظ می کند.

2٫ هدایای او را دوست داشته باشید
هر هدیه ای که پسرتان به شما می دهد را با همه وجود قبول کنید و عشق و خوشحالی خود را به او نشان دهید. این هدیه می تواند یک بیسکوئیت ساده یا کاردستی زیبایی باشد که خودش برای شما ساخته است. با این کار، خود را در دل او جا می کنید و همیشه دوستتان خواهد داشت.

3٫ به پدر او احترام بگذارید
اگر با پدر پسرتان در یک خانه زندگی می کنید، با عشق و احترام با او رفتار کنید. اگر به هر دلیلی از هم جدا شده اید، باز همچنان با احترام در مورد او صحبت کنید. وقتی پسرتان این محبت و احترام را از طرف شما می بینند، آن را می آموزند و در آینده روحیه و اخلاق بهتری خواهند داشت.

4٫ غذاخوردن پشت میز را به او بیاموزید
از همان سن پایین درست غذا خوردن پشت میز را به او بیاموزید. باید آداب تشکر، درخواست، غذاخوردن و بلند شدن از پشت میز را به او بیاموزید. این کار بسیار دشوار است زیرا پسرها سرسخت هستند، اما با تکرار و گذشت زمان می توانید از عهده این کار بر بیایید. این برای آینده فرزندتان بسیار مهم است.

5٫ او را با زنان قوی احاطه کنید
پسر خود را با حضور زنان قوی و باهوش همچون مادربزرگ، عمه، خاله، دوستان و حتی معلم ها احاطه کنید. وقتی پسرتان در طول رشد خود شاهد این باشد که زنان می توانند کارها بزرگی در زندگی انجام دهند و مهارت ها و استعدادهای بیشماری دارند، به تدریج در ناخودآگاه خود برای زنان ارزش و احترام بسیاری قایل خواهد شد و زن را موجودی ضعیف نخواهد دانست.

6 رفتار با زنان را به او بیاموزید
از آموزش باز کردن در برای زنان گرفته تا اینکه وقتی یک زن می گوید «نه»، یعنی «نه» را از همان نوجوانی به پسر خود بیاموزید. احترام به زنان و نحوه برخورد صحیح و درک درست از نیازهای زن داشتن را از سن پایین و به طور مرتب و پیگیر به پسر خود بیاموزید تا هنگام بزرگسالی بهترین رفتار را با همسر یا نامزد خود داشته باشد.

7٫ اجازه دهید گریه کند
چه کسی گفته است، مرد گریه نمی کند؟ به پسر خود اجازه دهید هر زمان احساس ناراحتی یا غمگینی داشت به راحتی گریه کند و از این کار خجالت نکشد. پسرها هم انسان هستند و باید بغض خود را اشک کنند.

8٫ کارهای خانه را به او بیاموزید
پسرها هم باید مراقبت از خود را بیاموزند. باید بدانند وقتی در خانه تنها هستند، چطور از عهده کارهایشان بر بیایند. باید به او تمیز کردن خانه، پختن غذا و انجام کارهای شخصی و بهداشتی را بیاموزید.

9٫ به او اجازه دهید شما را شیفته خود کند
پسرها برخی از کارها همچون شانه کردن موهای مادر خود را دوست دارند. شاید پسر کوچک شما خیلی سفت موهایتان را شانه کند و سرتان درد بگیرد یا موهای زیادی لای شانه باقی بماند اما به او اجازه دهید به این ترتیب عشق زیاد خود را به شما نشان دهد و ما را شیفته خود کند.
تربیت کودک پسر,تربیت پسر

10٫ غذای خوب به او بدهید
پسرها رشد سریعی دارند و باید تغذیه درستی داشته باشند تا بدن سالم و قوی پیدا کنند. تا حد امکان برای پسر خود غذاها مقوی و سرشار از ویتامین و پروتئین تهیه کنید.

11 از او تعریف کنید
با تعریف کردن از شخصیت پسرتان به او اعتمادبه‌نفس بدهید. البته این تعریف ها نباید بیهوده باشند. هر زمان شجاعت، از خود گذشتگی، مهربانی، ادب، صداقت یا سخت‌کوشی از او می بینید، حتما از او تعریف کنید تا این صفات را بیش از پیش در خود تقویت و تکرار کند.

12٫ نقش پدر را در تربیت او پررنگ کنید
برای اینکه پسرتان با همه موقعیت ها و مسایل مردانه آشنا بشود، بخشی از بار تربیت او را به پدرش بسپارید. پدرها درس های مهمی می توانند به پسران خود بیاموزند.

13٫ با او صادق باشید
گاهی در زندگی مشکلاتی وجود دارد که نمی توان از دیگران مخفی کرد. پسر شما نیز از این قاعده مستثنی نیست. با فرزند خود صادق باشید و اگر مشکلی هست او را نیز در اندازه درکش در جریان بگذارید.

14٫ استفاده از بروشور را به او بیاموزید
به پسر خود روش ساخت وسایل گوناگون از روی بروشور را بیاموزید. لازم نیست او خود به تنهایی تخت‌خواب‌ ساختنی خود را بسازد. به او کمک کنید، اما نحوه استفاده از دفترچه راهنما را نیز به او بیاموزید تا در آینده کار خودتان راحت تر باشد.

15 ٫از او تقدیر کنید

وقتی پسر شما کار خوب یا موفقیتی کسب می کند از او تقدیر کنید. این باعث می شود تا این کارها را بیشتر و بهتر انجام دهد.

16٫ بگذارید پسر باشد
پسرها شیطنت بسیاری دارند. آنها وسایل خانه را خراب می کنند، کارهای خطرناک می کنند، جوک های بی مزه می گویند و … این فرصت ها را از آنها نگیرید. اجازه دهید بچگی کند. بگذارید دنیای اطراف خود را کشف کند و از آن لذت ببرد.

17٫ به او آزادی بدهید
به پسر خود آزادی های لازم را بدهید. بگذارید آزادانه بازی کند، بدود، سوال بپرسد، مشکلات را حل کند و برای خواسته های خود تلاش کند.

18 به او شهامت حرف زدن بدهید
جامعه اصولا به پسرها اجازه نمی دهد تا احساسات خود را بیان کند. اما اگر مساله ای باعث آزار فرزند شما شد به او این شهامت را بدهید تا بتواند آزادانه حرف هایش را به شما بگوید. بیان احساسات به هیچ عنوان رفتاری زنانه نیست. این موهبت را از پسر خود نگیرید.

19٫ برای نظرات او ارزش قایل شوید
در طول رشد فرزند خود، او نظرات بسیاری بیان خواهد کرد. برای نظراتش ارزش قایل شوید. وقتی واقعا حرف هایش را بشنوید و او نیز این مساله را درک کند، هر روز ایده های بهتر و ارزشمندتری ارایه خواهد کرد و به تدریج، ذهنی خلاق و مبتکر پیدا خواهد کرد.



[موضوع : روانشناسی کودک]
[ دوشنبه 7 / 11 / 1392 ] [ 11:54 قبل از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

چطور با ماساژ دل‌درد کودکمان را آرام کنیم؟


 

1 DelDardWwW.KamYab.IR  چطور با ماساژ دل‌درد کودکمان را آرام کنیم؟

مادران می‌توانند به راحتی از طریق ماساژ دادن، دردهای ناشی از کولیک یا قولنج را در نوزاد خود تسلی بخشند. همچنین می‌توانند در حین ماساژ دادن فرزند خود، با او ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنند.

اگر نوزاد بدون هیچ علتی (مثل گرسنگی، پوشک کثیف و …) حدود سه ساعت و بیشتر در طی روز یکسره گریه کند، احتمالا به کولیک یا قولنج نوزادی مبتلا می‌باشد.

اگر مادران روش‌های ماساژ دادن نوزاد را یاد بگیرند، می‌توانند به راحتی از طریق ماساژ دادن، دردهای ناشی از تجمع گاز در معده نوزاد را تسلی بخشند. همچنین مادران عزیز می‌توانند در حین ماساژ دادن فرزند خود، با او ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنند.

- کودک خود را بر روی سطح محکم و ایمنی مانند میز، به پشت بخوابانید. سپس دست خود را به روغن (مانند روغن زیتون و یا روغن مخصوص بچه) و یا لوسیون آغشته کنید و با انگشتان دست خود به آرامی و حالت دورانی شکم نوزاد را بمالید. ماساژ دادن (مالیدن) شکم سبب گرم شدن این ناحیه شده و نفخ شکم نوزاد را برطرف می‌ کند.

- نوزاد خود را روی زمین بخوابانید، طوری که پاهای او در مقابل شکم شما قرار بگیرد. سپس پاهای نوزاد را بگیرید و به آرامی مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید. این حرکت به خارج شدن گازها از معده کمک می کند. سعی کنید در حین انجام این حرکات با نوزاد خود صحبت کنید و لبخند بزنید.

- نوزاد خود را به شکم روی یک ران پای خود قرار دهید و یک دست خود را روی شکم او بگذارید. می‌توانید رانی را که نوزاد روی آن قرار گرفته است، به سمت شکم خود خم کنید. سپس با دست دیگر ناحیه پشت نوزاد را در جهت عقربه‌های ساعت به آرامی بمالید.

- روش قبلی را می‌ توانید به این صورت نیز انجام دهید که نوزاد را به پشت روی ران خود قرار دهید و شکم نوزاد را با انگشتان و کف دست خود بمالید تا گازهای معده او راحت‌تر خارج شوند.

- مادر می‌ تواند به جای محکمی تکیه دهد و پاهای خود را به سمت شکم خود جمع کند. در این حالت نوزاد را به پشت روی زانوهای خود قرار دهد و با دست، شکم او را ماساژ دهد.

- می ‌توانید کیسه آب گرم را درون حوله‌ ای تمیز قرار دهید و آن را به آرامی بر روی شکم نوزاد خود قرار دهید تا دردهای کولیک نوزاد تسکین پیدا کند.

- بالش نسبتا بزرگی را روی زمین یا پاهای خود قرار دهید. سپس نوزاد خود را به شکم روی بالش قرار دهید. سپس به آرامی پشت نوزاد را بمالید.

در این روش باید مراقب دست‌های نوزاد بود که مبادا زیر بدن او بماند و آسیب ببیند. همچنین باید مراقب بود که مبادا بینی او بر روی بالشت قرار بگیرد و مانع نفس کشیدن او شود.

مخصوصا اگر نوزاد کوچک است، استفاده از این روش برای مدت طولانی توصیه نمی‌ شود، زیرا خطراتی را برای نوزاد به همراه خواهد داشت.

چند تذکر به مادرانی که نوزاد دچار کولیک دارند
- این مادران باید در حین شیردهی مراقب باشند تا هوا وارد دهان نوزادشان نشود و راه‌های صحیح شیر دهی (از طریق سینه مادر و از طریق شیشه شیر) را آموزش ببینند.

- مشکل کولیک در نوزادان معمولا در حدود سن سه ماهگی برطرف می‌شود. بنابراین اگر بیش از این زمان طول کشید، حتما این مشکل را با متخصص اطفال در میان بگذارند.

- این دسته از مادران باید کمتر از مواد غذایی نفاخ مانند سبزیجات و میوه‌های خام، حبوبات و … استفاده کنند تا دستگاه گوارش نوزادشان هنگام هضم شیر مادر دچار مشکل نشود.

- متخصصان اطفال معمولا به این نوزادان دارویی برای از بین بردن گاز معده و مشکلات ناشی از نفخ می‌دهند.

- اگر با وجود رعایت تمام مراقبت‌های ذکر شده، باز هم گریه‌های بیش از حد نوزاد، راحتی و آرامش شما و نوزادتان را سلب کرده است، حتما او را نزد پزشک اطفال ببرید. شاید بیماری‌های دیگری مانند حساسیت غذایی نوزاد در میان باشد.

- این دسته از مادران باید بعد از شیر خوردن نوزادشان، حتما باد گلوی او را بگیرند. این کار ممکن است وقت گیر باشد، ولی نقش مهمی در برطرف کردن ناراحتی نوزاد مبتلا به کولیک دارد.

- استفاده از پستانک برای نوزادان کولیکی توصیه می‌شود.

- رعایت برنامه منظم شیردهی به این نوزادان توصیه می‌شود، مثلا هر دو ساعت یک بار به آن‌ها شیر داده شود.

 
منبع: تبیان


[موضوع : بیماریهای کودکان]
[ دوشنبه 7 / 11 / 1392 ] [ 11:41 قبل از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

"فرایند رشد عقلی و احساسی"

انسان از تولد تا یک سالگی با حسش زندگی می کند 
یعنی می بیند و میشنود ...


بین یک سالگی تا هفت سالگی دو چیز وارد صحنه می شود، یکی هوش یعنی تنوع در سازش ، و دیگر تخیل و تصور یعنی ظهور یک دنیای ذهنی و خیالی .
بنابراین من تا هفت سالگی موجودی هستم که باهوشم و با حسم و تخیل و تصورم زندگی می کنم. 


اما از این هوش و حس و تخیل دو چیز به تدریج در هفت سال اول زندگی شکل و فرم می گیرد. یکی احساس و هیجان، این که چه چیزهایی رو دوست دارم یا ندارم، از چه چیزهایی خوشم میاد و از چه چیزهایی بدم میاد. و دیگر جهان بینی و باورها... یعنی سیستم اعتقادی من به چه چیزهایی باور و اعتقاد دارد.

احساس کودک هفت ساله ای را نسبت به مادرش فرض کنید یا به هر چیز مقدسی که در این هفت سال اسمش را با احترام و تقدس شنیده است و البته برعکس . 
وقتی این کودک به هیجده سالگی برسد همچنان با هوشش، حسش و تخیل و تصورش زندگی میکند در نتیجه همان احساس و هیجان و جهان بینی را در خود رشد می دهد ،حال اگر به هشتاد سالگی هم برسد مادام که همان انسان باشد احساس، هیجان، جهان بینی و باورهاش مال همان کودکی اش هست.

 

فرایند رشد عقلی و احساسی انسان (۲)

انسان ...تا یکسالگی با حسش، و از یکسالگی تا هفت سالگی با حس و هوش و تخیلش زندگی می کند که بستر احساسات،هیجانات، باورها و اعتقادات اوست. اما از هفت تا هیجده سالگی عقل ظاهر می شود.

((...و این عقل هست که وقتی سراغ واقعیت می رود علم را ایجاد می کند. یعنی علم و عقل و واقعیت به هم گره می خورند....))

حال این آدم باید احساسات و هیجانات خود را برای دنیای امروز تنظیم کند، یعنی آن افسردگی و وحشت از دست دادن مادر... ترس از نزدیک شدن به انسان های دیگر... و امثال اینها در دنیای او جایی نداشته باشد. 

بنابراین حالا که عقل وارد صحنه شده فرد احساسات و هیجاناتی را درست کند که بر اساس عقل و علم و واقعیت باشد که البته بعد از هیجده سالگی ممکن است. 
(((...سپس یک تجدید نظر اصولی و اساسی در نظام جهان بینی، فلسفه و باورهایش بکند یعنی امروز باورهای او درباره دین، وطن، شهر، مادر،خانواده و ...شبیه آدمی باشد که با عقل و علم و واقعیت به موضوع نگاه می کند...)))

انسان های دیروز چه بسا در ۹۹% موارد در همان جا می ماندند اما انسان امروز با کمک عقل یک نوع و یا یک مجموعه ای از احساسات و عواطف، هیجان ها و باورها درست می کند.

بنابراین رشد عقلی و رشد علمی در انسان به حدی می رسد که بتواند در جهت مربوط به خود و انسانها به نتایجی برسد و درباره باورها و اعتقاداتش تجدید نظر کند.

(((...روزی که چنین تغییری در انسان تحقق یابد او دیگر گرفتار کودکی نیست و اگر تصمیم به انجام کاری بگیرد مثل یک انسان بالغ عمل می کند نه یک بچه سه یا پنج ساله...)))

انسان امروز باید احساسات، هیجانات، باورها و اعتقادات کودکی را مهار کند و روی زخم هایش مرحم بگذارد. و برای درست کردن تصورات و باورهای خود بایدسراغ کودکی اش برود و نگذارد که نوع نگاه او به پدر،مادر، خانواده و اعتقادات و باورها ... یک دفعه وارد صحنه ی زندگی او بشود و کار دستش بدهد.
(((....به بیان دیگر انسان سالم كسی است که در نظام باورها و احساسات و عواطفش تجدید نظر کرده باشد و از این جاست که اخلاق پیدا می شود و عشق ظهور می کند....)))

دکتر فرهنگ هلاکویی

 



[موضوع : دکتر فرهنگ هلاکویی ]
[ سه شنبه 1 / 11 / 1392 ] [ 12:00 قبل از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

 

بازی اول: آواز خواندن و نوازش کردن

 

بازی‌های آسان برای تقویت هوش نوزادان بالای یک‌سال

 

این بازی مهارت‌های شنیداری و قدرت درک ریتم را در کودک تقویت می‌کند.

سعی کنید موقع عوض کردن پوشک کودکتان یا موقع حمام کردن او و یا در هر فرصتی که پیش آمد برایش آواز بخوانید و همزمان او را نوازش کنید.

نوع بازی:

  • شعر مورد علاقه خود را برای کودکتان بخوانید و همراه با ریتم آن، با انگشت سبابه‌تان ضربه‌های ملایمی به شکمش بزنید یا گونه‌اش را نوازش کنید و یا کمرش را بمالید.
  • همیشه شعر را با بوسه‌ای گرم به پایان ببرید.
  • همچنین می‌توانید یک خط شعر را بخوانید و فقط به جای یک کلمه از آن، با دست، به آرامی به کودکتان ضربه‌ای بزنید. برای مثال، چشمک ببازیهای آسان برای تقویت هوش نوزادان ۱۲ تا ۱۵ ماهه:زن ستاره ... (به کلمه ستاره که رسیدید با دست آهسته ضربه‌ای به کودک بزنید ولی دیگر کلمه ستاره را نگویید).

بازی دوم: بالا و پایین انداختن

تحقیقات نشان می‌دهد ارتباط مثبت کودک با بزرگسالانی که دلسوز هستند و به او توجه نشان می‌دهند، مغز کودک را تحریک می‌کند، باعث افزایش سیناپس‌ها می‌شود و اتصالات موجود در مغزش را محکم‌تر می‌کند.

بالا و پایین انداختن کودک برای او خیلی لذت‌بخش است و موجب محکم‌تر شدن رابطه شما با کودکتان می‌شود.

نوع بازی:

کودکتان را روی پاهایتان بنشانید و زیر بغلش را محکم بگیرید.

همین طور که دارید او را بالا و پایین می‌اندازید، شعر زیر را برایش بخوانید:

بپر بالا، بپر پایین،

بالا، پایین، بالا، پایین

این ور، اون ور، اینجا، اونجا

بالا، پایین، بالا، پایین

بپر بالا، بپر پایین،

ویژ...!

بپا نیفتی!

(کودک را به یک سمت خم کنید).

  • شعر را یک بار دیگر بخوانید و این بار کودک را از طرف دیگر خم کنید.
  • شعر را دوباره تکرار کنید و وقتی به کلمه ویژ رسیدید، زانوهایتان را از هم باز کنید و همین‌طور که کودک نوپایتان را محکم از کمر گرفته‌اید بگذارید پایین بیاید.

بازی سوم: به به!

تحقیقات نشان می‌دهد کودک لحن صدا و حالت چهره فرد را زودتر از کلمات او درک می‌کند. آموز ش احساسی با تمام حوزه‌های مربوط به یادگیری مرتبط است.

ابراز محبت و علاقه به کودک نوپایتان برای رشد مغز او مفید است.

نوع بازی:

همین طور که دارید غذا یا عصرانه‌ای برای کودکتان آماده می‌کنید شعر زیر را برایش بخوانید. این کار مهارت‌های زبانی کودکتان را تقویت می‌کند:

دنبال شیر می گردیم،

دنبال شیر می گردیم،

موقع شیر خوردنه،

موقع شیر خوردنه.

به سمت یخچال بروید و قوطی شیر را در آورید و بگویید:

من خیلی شیر دوست دارم. به به! به به!

  • می‌توانید به جای شیر درباره هر غذایی که دوست دارید شعر را بخوانید. غذای مورد نظرتان را به او نشان بدهید و بعد درباره آن غذا با کودک تان صحبت کنید.
  • این نوع بازی‌ها مهارت‌های زبانی کودک را تقویت می کند.

بازی چهارم: دالی موشه بازی

بازی دالی موشه نه تنها برای کودک نوپای شما بازی مفرحی است بلکه در رشد مغزش هم اهمیت زیادی دارد.

نوع بازی:

شما می‌توانید به صورت‌های زیر با کودکتان دالی موشه بازی کنید:

  • دست‌تان را روی چشم‌هایتان بگذارید.
  • حوله‌ای را روی صورت‌تان بیندازید.
  • پشت در یا پشت یکی از اسباب‌ و اثاثیه بزرگ منزل‌تان پنهان شوید و یک مرتبه بیرون بپرید.
  • اسباب بازی یا عروسکی را زیر پارچه‌ای پنهان کنید و بعد پارچه را از رویش کنار بزنید.
  • با خودکار شکل صورتی را روی انگشت شست‌تان بکشید و بعد آن را زیر انگشت‌های دیگرتان پنهان کنید.

بازی پنجم: حرف زدن با زبان کودکانه

بچه‌های کوچک به حرف‌های کودکانه والدین‌شان توجه زیادی می‌کنند. این مسئله به نوبه خود باعث می‌شود بچه‌ها بیشتر به اهمیت کلمات پی ببرند.

نوع بازی:

  • بعضی از شعرهای دلخواهتان مثل چشمک بزن ستاره یا عمو زنجیرباف را با زبان کودکانه برای فرزندتان بخوانید.
  • کودکتان را در آغوش بگیرید و شعرها را به دو حالت برایش بخوانید: اول، با لحن معمولی و بعد با زبان کودکانه.
  • وقتی شعر را برای بار دوم با زبان کودکانه برای کودک نوپایتان می‌خوانید، توجه خاصی به کلمات شما نشان می‌دهد.

بازی ششم: ابراز محبت

تحقیقات نشان می‌دهد بعضی از اتصالاتی که در مغز کودک شکل می‌گیرد، در برقراری ارتباط صمیمانه او با دیگران در سال‌های بعد تأثیر بسزایی دارد. دکتر پروس بری، روانپزشک دانشکده پزشکی بیلر در تگزاس معتقد است بچه‌های که در سال‌های اولیه عمرشان محبت نمی‌بینند، از این اتصالات بی‌نصیب می‌مانند.

این بازی به کودک یاد می‌دهد که چطور محبتش را ابراز کند.

نوع بازی:

  • با کودک نوپایتان روی زمین بنشینید و چند تا از اسباب‌بازی‌ها و عروسکهای مورد علاقه‌اش را در کنارتان روی زمین بگذارید.
  • یکی از عروسکهایش را بردارید و آن را در آغوش‌تان تکان دهید و همزمان کلمه‌های محبت‌آمیزی مثل این بگویید: چقدر بازی با تو کیف داره، خز قهوی‌ای قشنگش رو نیگا!، یا دوست دارم بغلت کنم.
  • حالا همین کار را با کودکتان بکنید.
  • یکی از عروسکهایش را به او بدهید و از او بخواهید آن را در آغوش بگیرد و ببوسد.
  • تا زمانی که کودکتان از بازی خسته نشده، آن را ادامه دهید. طولی نمی‌کشد که می‌بینید کودکتان خودش به تنهایی دارد این بازی را انجام می‌دهد.

بازی هفتم: تکان دادن و لالایی خواندن

تحقیقات نشان می‌دهد در معرض موسیقی قرار گرفتن کودک، تأثیر بسزایی روی درک او از مفاهیم مکانی و زمانی دارد، یعنی روی توانایی او در تجسم تکه‌های جدا شده و سرهم‌کردن دوباره آنها در ذهنش. این نوع استدلال زیربنای ریاضیات، مهندسی و رشته‌های دیگر است.

کودکتان را در آغوش بگیرید و همین‌طور که دارید برایش لالایی می‌خوانید او را به عقب و جلو حرکت دهید.

نوع بازی:

می‌توانید شعرهای زیر را برایش بخوانید:

- گنجشک لالا، سنجاب لالا.

- لالا لالا، گلم باشی، لالایی

  • کودکتان را به عقب و جلوحرکت دهید. این کار به او آرامش می‌دهد و اعتماد بین شما را زیاد می‌کند.
  • در پایان آخرین خط شعر، کودکتان را محکم در آغوش بگیرید.

بازی هشتم : هل دادن اشیاء

وقتی کودکان چیزی را هل می‌دهند، احساس می‌کنند قوی هستند و بر اوضاع تسلط دارند. این نوع بازیها روش فوق‌العاده‌ای هستند برای تقویت حس اعتماد به نفس و هماهنگی در کودکان نوپا.

نوع بازی:

  • چند شیء مختلف را انتخاب کنید تا کودکتان آنها را هل بدهد. از چیزهایی استفاده کنید که وزن بسیار کمی دارند، مثلاً از عروسک، اسباب‌بازی‌های کوچک یا اسباب‌بازی‌هایی که بشود آنها را هل داد.
  • بگویید: یک، دو، سه، هل بده! و بعد یکی از اسباب‌بازی ها را هل بدهید.
  • دوباره بشمارید و کودکتان را تشویق کنید تا این بار او اسباب‌بازی‌اش را هل بدهد.

  • وقتی کوچولویتان تمام روز کلمه دِه (منظورش همان عدد سه است) را به زبان آورد، می‌فهمید که از این بازی خوشش آمده است!
  •  amoozak
 


[موضوع : بازی های اموزشی]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:56 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

دلیل‌های بدغذایی کودکان 

 
دلیل‌های بدغذایی کودکان و راهکارهای اصلاح آن

تصور ذهنی ما درباره کودکان این است که همه آنها به طور ذاتی و طبیعی باید به غذا خوردن علاقه داشته باشند و زمانی که گرسنه شوند به راحتی سر سفره یا میز بنشینند تا غذایشان را بخورند اما حقیقت این است که برخی از کودکان برای این که به اندازه ای کافی غذا بخورند. نیاز به کمک والدین دارند. در واقع مشکل تغذیه و بدغذایی کودکان، مشکل شایع و نگران کننده ای برای والدین است.

در این مقاله قصد داریم شما را از مهم ترین دلایل بدغذایی کودکان و راهکارهای برخورد مناسب با این مشکل آگاه کنیم.

دلایل بدغذایی کودکان

ابتدا باید علت بدغذایی یا کم خوراکی کودک خود را بفهمیم. برای فهم علت، زیاد راه دوری نروید، علت را عموما در رفتار و شیوه های فرزندپروری خود راحت تر می توانید پیدا کنید. در واقع به غیر از علت بیمار بودن کودک، مانند عفوت مجاری ادراری یا بیماری های دیگر، که می تواند بر تغذیه کودک تاثیر منفی بگذارد، سایر علل به مسائل والدینی مربوط می شود.

برای آنکه کمی در این زمینه کمک تان کرده باشیم، در ادامه، به ذکر چند نوع رفتارها، که گرایش به کم اشتهایی را در کودک افزایش می دهد، اشاره می کنیم:

۱- مادر یا دیگر مراقبین کودک به دفعات از غذا به عنوان ابزاری برای تنبیه کودک استفاده می کنند.

مثلا او را مجبور می کنند غذایی را که دوست ندارد بخورد، کودک نیز این عمل را می آموزد و لجبازی خود را از طریق غذا نخوردن نشان می دهد.

۲- به ساعات غذا خوردن اهمیت داده نمی شود.

رعایت دقیق ساعت غذا خوردن و داشتن برنامه غذایی، به کودک اهمیت خوردن غذا را نشان می دهد.

۳- سخت گیری بیش از حد در آداب تغذیه نیز غذا خوردن را در ذهن کودک تبدیل به عملی ملال آور می سازد.

تا حدودی طبیعی است غذا از قاشق کودک بریزد یا تمایل داشته باشد از غذایی بیشتر و از غذایی دیگر کمتر بخورد، بنابراین نباید حتما اصرار داشت هر آنچه و به هرگونه که والدین می پسندند کودک نیز به همان طریق عمل کند.

 ۴- وقتی غذاخوردن در محیطی به دور از آرامش و همراه با کشمکش والدین با یکدیگر انجام می شود.

در این هنگام نمی توان انتظار داشت کودک به حضور در این موقعیت تمایلی نشان دهد. زیرا وقت غذا خوردن، برای او همیشه تداعی کننده مشاجرات والدین خواهد بود.

۵- برخی مادران بیش از حد نگران غذا خوردن کودک هستند.

هنگامی که مادر آن به صورت افراطی نسبت به تغذیه کامل کودک اظهارنگرانی می کنند، معمولا با قاشق و ظرف غذا به دنبال کودکان راه می افتند و تصور می کنند با این عمل تغذیه کامل و مورد نظرشان امکانپذیر است؛ حال آنکه اصرار بیش از حد به غذا خوردناشتیاق کودک را از میان می برد و کودک از غذا به عنوان شیوه ای برای جلب توجه استفاده می کند.

۶- بی توجهی به استقلال طلبی کودک.

مخالفت در امر غذا خوردن می تواند نوعی میل به استقلال در کودک باشد، یعنی کودک دوست دارد خودش غذا بخورد و قاشق را به دست بگیرد و اگر مادر روی تمیزی و پاکیزگی بیش از حد تمرکز کند یا وسواس داشته باشد مبادا لباس های کودک کثیف شود یا غذا را روی زمین بریزد؛ یک کشمکش قدرت بین مادر و کودک به وجود می آید. از یک طرف مادر می خواهد کنترل اوضاع را به دست بگیرد و خودش به کودک غذا بدهد و از طرف دیگر کودک اصرار دارد خودش کارهایش را انجام دهد.

توصیه هایی برای والدین

 نکته مهم این است که اگر فرزند شما به راحتی غذایش را می خورد و به غذ خوردن علاقه نشان می دهد، یا در وزن و قد مشکلی ندارد، لازم نیست از روش های زیر استفاده کنید اما در صورتی که کودکی دارید که اگر او را رها کنید به اندازه کافی غذا نمی خورد یا نمی توانید او را تنها برای خوردن غذا یک جا بنشانید، این راه ها به کارتان خواهد آمد.

ابتدا از روش نادیده گرفتن استفاده کنید.

 اگر فرزندتان ناگهان علاقه اش را به غذایی از دست می دهد و از خوردن آن امتناع دارد، به این موضوع توجهی نکنید. اجازه دهید آنچه دوست دارد، بخورد و آنچه را نمی خواهد، نخورد و پس از اتمام زمان غذا خوردن، ظرف غذایش را بدون هیچ اشاره و اهمیتی بردارید. اگر مشخص کرد از کدام ماده غذایی بدش می آید، در حالی که قبلا آن را می خورده است، حساسیت نشان ندهید و چند روز بعد دوباره آن ماده را در غذا بریزید. احتمالا غذایش را می خورد چون می داند علاقه نداشتن او توجه کسی را جلب نکرده و باید به دنبال راهی دیگر برای جلب توجه باشد.

بد غذایی را برای بچه ها تبدیل به سلاح نکنید.

مورد دیگری که باید به آن دقت کنید این است که در حضور کودک با دیگران درباره بدغذایی او یا کودکان دیگر صحبت نکنید، با این کار او را در این مورد حساس خواهید کرد. بچه ها از این که مرکز توجه شما و صحبت هایتان باشند لذت نمی برند و ممکن است برای این منظور درباره غذا خوردن بازی دربیاورند و شما ناچار شوید از این شیوه و نگرانی به عنوان ابزار و سلاحی برای تحت فشار قرار دادن کودک استفاده کنید. همچنین سعی کنید هیچ وقت کار را به آنجا نرسانید که او حس کند شما برای غذا خوردن او باید دنبالش بدوید.

حس مشارکت کودک را در غذا خوردن تقویت کنید.

 در هنگام تهیه غذا، می توانید مشارکت فرزند خود را، هر چند کم، به کار گیرید تا احساس مثبتی نسبت به تهیه غذا در او ایجاد کنید. برای کودک بشقاب، کاسه و لیوان مخصوص به خودش بخرید. بهتر است او را هم همراه خود ببرید و اجازه دهید خودش ظرف هایش را انتخاب کند. همچنین می توانید برای خرید مواد غذایی، به خصوص آنهایی که کودک می خورد، از او کمک بگیرید و اجازه دهید او هم انتخاب کند.

زمان غذا خوردن را مفرح کنید.

برای ایجاد شادی و نشاط و ایجاد احساسات مثبت در کودک به هنگام غذا خوردن می توان از روش های مختلفی استفاده کرد. برای مثال می توانید یکی دوتا از عروسک هایش را کنار او بنشانید و با اجرای یک نمایش غذای کودک را به او بدهید؛ یا اینکه برای فرزندتان نقاشی بکشید. عکس خودش را بکشید و با خوردن هر قاشق یکی از اعضای آن را کامل کنید. مثال دیگر برای مفلرح کردن غذا خوردناین است که هنگام غذا دادن به کودکتان برایش قصه بگویید یا کتاب بخوانید؛ می توانید خاطره ای که کودک آن را دوست دارد، مثل رفتن به پارک، برایش بازگو کنید.

غذا خوردن کودک در جمع همسالان را تقویت کنید.

وقتی بچه ها با هم هستند بهتر غذاغ می خورند. اگر فرزند شما در حال بازی کردن با دوستانش است، از آنها بخواهید همه برای غذا خوردن بیایند یا اینکه غذای شان را به محل بازی شان ببرید. یا در این زمان شرایطی را فراهم کنید که فرزند شما با کودکی که اشتهای خوبی دارد و خوب غذا می خورد، همراه شود. بچه ها معمولا از هم تقلید می کنند.

ممکن است فرزند شما هم برای امتحان کردن غذا تشویق شود. در این راستا می توانید از کودک خود یا بچه های دیگر هنگام خوردن غذا فیلم بگیرید و بعضی وقت ها این فیلم را برای فرزندتان بگذارید تا او به خوردن غذا تشویق شود.

به ترجیجات غذایی کودکان خود اهمیت دهید

هر گاه متوجه شدید دلیل علاقه نداشتن به غذای خاص، طعم و مزه غذا نیست و فقط احساس نامطلوب غذا در زبان و دهان است، شیوه تهیه را عوض کنید. برای مثال اغلب کودکان به هویج خام بیشتر از پخته علاقمندند یا سیب زمینی سرخ کرده را به آب پز ترجیح میدهند.

نوعی را که دوست دارد، برای او تهیه کنید. برخی از مواد غذایی نیز برای کودک، حداقل تا سنین خاصی بسیار بدطعم هستند، برای جبران می توان از مواد غذایی مغذی تری استفاده کرد اما کودک را مجبور به خوردن آن نوع ماده غذایی خاص نکنید.

در تهیه غذا سلیقه به خرج دهید

 حتما در نحوه غذا دادنبه کودک خود و نیز طعم ورنگ و ظاهرا غذا دقت کنید. در درجه اول باید غذا دقت کنید. در درجه اول باید غذایی را برای او تهیه کنید که او را تحریک کند؛ برای مثال اگر غذای رنگی برایش جذابتر است، غذاهایی با رنگ های متنوع برای او تهیه کنید.

همچنین غذا را به نوعی شکل بدهید که او دوست دارد. غذاها به شکل انگشتی، رنگی و جذاب برای کودکان مطلوب هستند. مثلا بیشتر بچه ها فرم پیتزا را خیلی دوست دارند یا اینکه دوست دارند غذا را در دست بگیرند و بخورند.

الگوی سالم تغذیه را مد نظر داشته باشید.

 یکی از چیزهایی که مانع خوردن غذا یا میان وعده های مغذی در بچه ها می شود، خوردن تنقلات است؛ بهتر است تا حد امکان از خرید و نگهداری اینگونه تنقلات خودداری کنید. همچنین به یاد داشته باشید مادر، پدر یا خواهر و برادر بزرگتر بهترین الگو و راهنما برای کودکان هستند. فرزند شما غذاهایی را خواهد خورد که شما می خورید، نه آنهایی که به او می گویید بهتر است بخورد. پس سعی کنید همیشه مواد غذایی مفید خریداری کنید و رژیم غذایی سالم و متناسبی داشته باشید.

در زمینه غذا خوردن هم قاطع باشید.

 نگران نباشید و باور کنید فرزند شما با یک وعده غذا نخوردن آسیب نمی بیند، یا سوءتغذیه نمی گیرد. پس باقیمانده غذایش را نخورید یا به او شکلات و بیسکویت ندهید، چون باید بداند اگر غذایش را نخورد، چیز دیگری به جای غذا به او داده نخواهد شد. فقط در هنگام غذا خوردن سایر اعضای خانواده به او چند گزینه پیشنهاد دهید، آن هم پیشنهادهای کم زحمت! یعنی اگر غذا سوپ بود و کودک شما دوست نداشت، می توانید خوردن نان و پنیر را به او پیشنهاد دهید اما به پختن یک غذای دیگر مشغول نشوید، در این صورت کودک یا انتخاب ساده دوم را می پذیرد یا پیامد بدغذایی خود یعنی گرسنگی را تحمل می کند.

از کمک تخصصی غافل نشوید.

 اگر کودکتان به شدت بدغذاست یا غذا نمی خورد، و همچنین با راهکارهای فوق، تغییری در او حاسل نشد، باید او را نزد متخصص کودک یا کارشناس تغذیه ببرید؛ پس از بررسی های لازم و رد احتمالات جسمی، در صورت نیاز، نزد روان شناس نیز ببرید.

amoozak



[موضوع : آموزشی -تربیتی]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:56 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

آشنایی با مراحل رشد کودک

 
آشنایی با مراحل رشد کودک

متخصصان تعاریف مختلفی از رشد ارائه نموده اند، یکی ازاین تعاریف جامع عبارتنداز:

همه ی تغییرات وتحولاتی که از زمان تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ در انسان روی می دهد، رشد حرکتی مستمر، دائمی وپیوسته بعلاوه گامی آهسته وزمانی همراه با جوش وخروش است.

با این تعریف از رشد، اکنون به بررسی رشد جسمانی، شناختی، عاطفی واخلاقی کودک از تولد تا اواخر کودکی ۱۲-۱۱ سالگی می پردازیم.

رشد از تولد تا پایان کودکی

دوره ی نوزادی حدود یکی دوهفته اول زندگی است. دراین مدت نوزاد خود را با اوضاع جدید زندگی سازگار می کند وبا وجود آنکه وابستگی مستقیم جسمانی او با مادر قطع می شود، برای رفع بسیاری از نیازهای خود وابسته به او باقی می مانند. نوزاد انسان در ابتدا نمی تواند ازخود مراقبت کند وبرای زنده ماندن و حفظ تعادل محیط داخلی نیازمند به دیگران است.

البته بدیهی است که نوزاد برای سازگارشدن با محیط قابلیت های بسیاری دارد، او می تواند ببیند، بشنود، نسبتا به بو ومزه واکنش نشان می دهد و نسبت به درد، لمس وتغییر جا از خود حساسیت هایی بروز می دهد.

درطی این دوره حرکات نوزاد کاملا ناهماهنگ است وانرژی بسیاری صرف آن می شود. دربیشتر بازتابهای نوزاد، تمام تنه وپاها به حرکت در می آید. حرکت سر، در مقایسه با بدن بسیار کم است. حرکات اختصاصی که به قسمت های محدود مربوط می شود، بیشتر بازتابی است.

در دوره جنینی، بیشتر حرکات بدن جنین، بازتابی وتابع فعالیت نخاع شوکی وساقه مغز است. اهمیت بازتاب ها در ابتدا بسیار حیاتی است. زیرا زندگی نوزاد بدان وابسته است. اما با رشد کودک وسیستم عصبی او اهمیت این بازتاب ها رفته رفته کم می شود.

دستگاه عصبی انسان به اعتقاد عصب شناسان به سه شکل فعالیت می کند:

۱ -فعالیت های ساده بازتابی در سطح نخاع شوکی وساقه ی مغز.

۲- فعالیت های کمی پیچیده تر مانند راه رفتن و ایستادن وغیره که با کمک مخچه وپل مغز صورت می گیرد.

۳- فعالیت های پیچیده مانند ادراک، حافظه و تفکر که با کمک قشر مغز ودستگاه ارتباطی پیچیده ی مغز انجام می شود.

براین اساس، رفتارهای نوزاد در ابتدا با کمک ساقه های مغز کنترل می شود، نه به وسیله ی کرتکس. ساقه ی مغز درقشر زیرمغز (کرتکس) قرار دارد وشامل قسمت هایی است که مسئول انجام زیستی اساسی مانند تنفس و بازتاب ها است.

در طی این دوره نوزاد نیازهای اساسی از قبیل اکسیژن، غذا وخواب را دارا است که اطرافیان برای وی تهیه می کنند.

رشد جسمانی

با توجه به دگرگونی بسیار دراندازه های بدنی نوزادان در هنگام تولد و میزان رشد آنها، استفاده از میانگین یا فرم فقط یک تصویر کلی از رشد به دست می دهد. بطور متوسط وزن یک نوزاد طبیعی که پس از دوره ی کامل حاملگی به دنیا آمده است، در لحظه تولد، حدود سه تا سه ونیم کیلوگرم و قد او به طور متوسط بین ۵۰ -۴۸ سانتی متر است.

وزن نوزاد طبیعی برای سازگار شدن با محیط در ده روز اول تا سیصدگرم وزن خود را ازدست می دهد. اگر مقدار انرژی را که نوزاد در رویارویی با محرک های مختلف از دست می دهد، درنظر بگیریم، از دست دادن وزن تعجب آور نخواهد بود. کمبود وزن از هفته دوم جبران می شود واز زمانی که کودک بتواند به خوبی شیر بخورد وآن را هضم کند، بروزنش اضافه می شود تا اینکه در ۶ ماهگی وزنش به دوبرابر وزن هنگام تولد می رسد تا حدود ۱ سالگی وزن کودک تقریبا به سه برابر وزن وی هنگام تولد می رسد وسرانجام وزن وی در پایان ۲ سالگی به حدود ۱۴ برابر وزن هنگام تولد ۱۲ – کیلوگرم – خواهد رسید. سرعت رشد وزن درهر سال اول زندگی وهمچنین در دوران بلوغ به حداکثر خود می رسد.

قد

تغییرات قد نیز مانند وزن قابل توجه است. رشد سر در دوسال اول زندگی در مقایسه با قد و وزن کودک کندتر است.

اگرچه بین کودکان همسن ازنظر قد تفاوت وجود دارد ولی نمونه ای یافت می شود که تمام کودکان در آن حدود، با یکدیگر مشترک هستند. قد نوزاد هنگام تولد۴۰ تا۴۵ سانتی متر است. پس از چهارماه اول تولد، قد نوزاد به طور متوسط از ۵۷ تا۶۰ سانتی متر، در۸ ماهگی بین ۶۰ تا۶۸ سانتی متر ودر ۱ سالگی ۶۸ تا۷۳ سانتی متر است. در۲ سالگی این میزان به ۷۸ تا۸۳ سانتی متر افزایش می یابد.

مشخصه اولین سال زندگی کودک رشد جسمانی سریع اوست. کودکان سالمی که خوب تغذیه شده اند، از تولد تا ۱سالگی ۵۰درصد به قدشان و ۲۰۰درصد به وزنشان اضافه می شود. میزان رشد در شش ماهه اول زندگی سریعتر از بقیه ی سال های زندگی است ولی همه ی قسمت های بدن به یک میزان رشد نمی کنند ولزوما هیچ رابطه ای بین رشد اندازه ی سر و رشد ماهیچه ها وجود ندارد.

رشد دندان ها

بعداز تولد نوزاد و مدتها قبل ازاینکه دندانها نمایان شود، دندانها در لثه وجود دارد، نخستین دندان کودک حدود ۶ ماهگی تا ۸ ماهگی بیرون می آید. البته دندان پیشین در فک تحتانی و سپس در فک فوقانی چهار دندان پیشین می روید. اولین دندان آسیا بین ۱ تا ۱/۵ سالگی و دندانهای طرفی بین ۱/۵ تا ۲ سالگی می روید بطوریکه کودک درپایان سال دوم جمعا بیست دندان خواهد داشت. زمان رویش دندانها در کودکان باهم فرق می کند ودیریا زود درآمدن دندان ها هیچ ارتباطی با کم هوشی یا با هوشی کودک ندارد.

نشستن

حدود سه ماه طول می کشد تا عضلات گردن قوی شده، کودک بتواند سرخود را راست نگه دارد، همچنین درسه ماه اول زندگی، رشته های عصبی زیادی از میلین پوشیده می شود که قادر به حرکت بهتر تحریکات عصبی هستند. کودک به طور متوسط می تواند در ۵ ماهگی با کمک دیگران به مدت یک دقیقه بنشیند. البته هیچگاه نباید کودک را مجبور به نشستن کرد، مگر وقتی که ستون فقرات او طاقت نگهداری بدن را داشته باشد. کودک در ۷-۸ ماهگی می تواند بدون کمک دیگران یا در ۹ ماهگی به تنهایی در ده دقیقه یا حتی بیشتر بنشیند.

خزیدن

گرچه درمورد سنی که کودکان به مراحل مختلف خزیدن می رسند، تفاوت های فردی بسیاری وجود دارد، اما معمولا کودکان مراتب یکسانی را طی می کنند. کودک دربین ماههای سوم وششم زندگی با حرکات متقاطع سینه خیز می رود. این حرکات برفعالیت پل مغز ومغز میانی متکی است. او دربین ماه های ششم و نهم زندگی سینه را بلند می کند وچهاردست وپا راه می رود. این حرکات برفعالیت مغز میانی ونیمکره مغز ومخچه متکی است. دربین ماه های نهم و پانزدهم کودک بتدریج می ایستد و راه رفتن آغاز می شود.

ایستادن و راه رفتن

راه رفتن آثار بسیار چشمگیری بررشد کودک دارد وتحول عمیقی در زندگی او بوجود می آورد. توانایی راه رفتن به طور مستقل، به تدریج بعداز پیشرفت های مقدماتی خزیدن، ایستادن ومانند اینها شکل می گیرد. کودک اولین بار در ۸ تا ۹ ماهگی می تواند با گرفتن صندلی و… بایستد. دراین مرحله کودک قادر به نشستن از حالت ایستاده نیست ونیازمند کمک است. کودک ۱ساله می تواند تا چند قدم راه برود، ولی برای کسب مهارت در راه رفتن فرصت لازم است. در۱۸ ماهگی، کودک می تواند از پله بالا و پایین برود. پایین آمدن از پله ها دیرتر حاصل می شود. در ۲ سالگی توانایی دویدن حاصل می شود ودر مهارت های حرکتی، پیشرفت های چشمگیری حاصل می شود.

ابتدای تولد:

بیشتر اوقات خوابیده است می تواند شیر بخورد با هر چیز ناراحت کننده ای گریه می کند.

۶هفتگی:

اشیا؛ را نگاه می کند. وقتی با او صحبت می کنیم شروع به تبسم می کند. روی شکم می خوابد. وقتی او را از حالت خوابیده می نشانیم، گردن خود را نمی تواند راست بگیرد (گردن نمی گیرد)

۳ماهگی:

خود به خود می خندد. چیز متحرک را با چشم دنبال می کند. گردن می گیرد. وقتی چیزی در دست او می گذارید آنرا می گیرد.

۶ماهگی:

با کمک می نشیند. چیزی را از دست به دست دیگر می دهد.

۹ماهگی:

به خوبی می نشیند. می خزد و تلاش می کند که بایستد و ماما و بابا میگوید. با دست بای بای می کند. بطری شیر خود را می تواند با دست بگیرد و نگه دارد.

یک سالگی:

وقتی دست او را می گیرید راه می رود. چند کلمه می گوید. کمک می کند تا به او لباس بپوشانید.

۱۸ ماهگی:

خوب راه می رود. از پله ها بالا می رود. کتاب را به صورت چند برگی چند برگ ورق می زند (البته پاره هم می کند.) می تواند حدود ۱۰ کلمه را بگوید تا اندازه ای خودش غذا می خورد.

دو سالگی:

خوب می دود به تنهایی از پله ها بالا و پایین می رود. کتاب را یک برگ یک برگ ورق می زند. لباسهای ساده را خودش می پوشد و جملات دو یا سه کلمه ای می سازد. نیاز به دستشوئی را می گوید.

۳ سالگی:

سه چرخه سوار می شود. خودش لباس می پوشد ولی دکمه ها را نمی تواند ببندد. تا ۱۰ شماره می شمارد کلمات جمع را می تواند بکار برد. سئوال می کند. خودش غذا می خورد.

۴سالگی:

با پاهای متناوب از پله ها بالا و پایین می رود (قبلا یک پا یک پا این کار را می کرده است.) یک توپ را می تواند بالا بیندازد روی یک پا می ایستد (لی لی می کند.) یک رنگ را حد اقل می شناسد. دست و صورت خود را خودش می شوید. برای شستشو در دستشوئی کمک می گیرد.

۵ سالگی:

از شکل یک مثلث می تواند کپی کند و آنرا رسم کند. توپ را می گیرد و پرت می کند، چهار رنگ را می شناسد. بدون کمک لباسهایش را می پوشد و درمی آورد.

amoozak



[موضوع : آموزشی -تربیتی]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

لوس شدن کودکان و اهمیت «نه» گفتن

 
لوس شدن کودکان و اهمیت «نه» گفتن

مشاورکودک: مهسا مرعی‌نوتاش

مصاحبه کننده: زهرا خالقی‌صفا

 

یکی از مواردی که در این روزها باعث نگرانی بسیاری از والدین شده، لوس بودن کودک‌شان است. روان‌شناسان از لوس بودن به عنوان یک اختلال رفتاری نام می‌برند که متاسفانه در جامعه ما در حال رشد و فراگیر شدن است. لوس بودن کودک به معنای ناتوانی وی در ایجاد و برقراری رابطه سالم با همسالان، پدر، مادر و سایر اطرافیان است که در این حالت کودک نمی‌تواند از طریق رفتارهای صحیح با دیگران تعامل داشته باشد. اما اینکه چرا کودک لوس می‌شود و چه عواملی باعث این اختلال در فرزند می‌شود و آیا این رفتار قابل اصلاح است از پرسش‌هایی است که والدین در‌گیر آن هستند. در زمینه چرایی و چگونگی لوس شدن، نحوه برخورد والدین و راهکارهای صحیح برای بهبود این رفتار با مهسا مرعی‌نوتاش، کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی و مشاور کودک گفت‌وگو کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید:

‌عوامل اصلی در لوس شدن کودک از دید شما به عنوان مشاور کودک چیست؟

دلیل اصلی این اختلال «نقض قوانین» در محیط خانواده است. هر خانه‌ای با توجه به شرایط فرهنگی، اجتماعی، مذهبی و اقتصادی خود قوانین و مقررات خاصی دارد. زمانی که فرزند می‌بیند با اصرار و تکرار درخواست خود یا گریه سر دادن یا هر رفتار نادرست می‌تواند قوانین را به دلخواه خود تغییر دهد، یاد می‌گیرد تا همه جا از این ترفندها استفاده کند. اکثر کودکان لوس، والدین تسلیم‌شونده دارند که در مقابل خواسته‌های کودک‌شان فورا تسلیم می‌شوند و آنچه را که کودک می‌خواهد برایش فراهم می‌کنند که متاسفانه اسم این رفتار خود را به اشتباه محبت می‌گذارند، در حالی‌که تسلیم شدن والدین یکی از عوامل اصلی در لوس شدن کودک است. از دیگر علل می‌توان به تناقض والدین در رفتارهایشان اشاره کرد. هر بار که کودک در زمان انجام یک رفتار با عکس‌العمل متفاوتی از پدر و مادرش روبه‌رو شود، دچار دوگانگی خواهد شد. اگر زمانی بتواند با گریه و زاری والدین را راضی کند تا اسباب بازی دلخواهش را تهیه کند، دفعه بعد اگر با این روش نتواند والدین را راضی کند از راهکارهای متفاوتی چون فریاد، خرابکاری، بددهنی و... برای رسیدن به اهدافش استفاده می‌کند. یکی دیگر از علت شکل‌گیری این اختلال در کودک این است که اطرافیان و نزدیکان کودک مانند پدربزرگ، مادربزرگ، خاله، عمو و... برای برآورده کردن خواسته‌های کودک هر آنچه وی بخواهد در دسترسش می‌گذارند.

‌برخی از روان‌شناسان بر این باورند که محبت به کودک باعث احساس خود‌دوستی و امنیت در کودک می‌شود و از سوی دیگر بعضی معتقدند محبت رابطه مستقیمی با لوس شدن کودک دارد، شما می‌توانید حد و مرز محبت را در این زمینه مشخص کنید؟

محبت بجا و به اندازه نه تنها منجر به لوس شدن کودک نمی‌شود بلکه باعث می‌شود فرزند به این آگاهی برسد که والدین خود حقیقی‌شان را بی‌قید و شرط دوست دارند که این باعث احساس خود‌دوستی و امنیت برای فرزند می‌شود که در آینده منجر به اعتمادبه‌نفس خواهد شد. والدین باید بدانند که محبت بجا به معنای برآورده کردن تمامی خواسته‌های کودک نیست، گاهی یک مادر می‌تواند به جای آنکه دست کودک خود را بگیرد، دست او را رها کند و عاشقانه شاهد زمین خوردن و برخاستن او باشد. محبت حقیقی به معنای درک و اجابت خواسته‌های بجا و ضروری کودک است.

‌آیا جنسیت کودک (دختربچه و پسربچه) با لوس بودن ارتباط مستقیمی دارد؟

خیر، با توجه به افزایش تک فرزندی در جامعه، ما شاهد اختلال «لوس بودن» در پسر و دختربچه‌ها هستیم و تفاوت بارزی در این زمینه دیده نمی‌شود، چراکه ریشه این مساله در رفتار نامناسب و عدم آگاهی والدین نسبت به اصول تربیتی است، خواه فرزندشان پسر باشد یا دختر.

‌تک فرزندی در لوس شدن کودک تا چه حد دخیل است؟

می‌توان با جرات گفت که تک فرزندی در لوس شدن فرزند خیلی موثر است. متاسفانه تک فرزندی در خانواده‌های ایرانی به معنای توجه زیاد و محبت نابجا تلقی می‌شود. به این معنا که والدین چون تمام امیال و آرزوهای خود را در تک فرزندشان خلاصه کرده‌اند، می‌خواهند تمام ناکامی‌ها و احتمالا کمبود‌های عاطفی و مادی خود را به وسیله فرزندان‌شان جبران کنند و به این ترتیب شروع به توجه بیش از اندازه کرده و به تمامی خواسته‌های کودک تمام و کمال پاسخ مثبت می‌دهند که توجه و محبت زیادی همان‌طور که اشاره کردم از علل اصلی شکل‌گیری اختلال لوس شدن است.

‌شما چه راهکارهایی را برای والدین تک فرزند جهت جلوگیری از لوس شدن فرزندشان ارایه می‌دهید؟

بهترین جمله‌ای که می‌توانم به این دسته از والدین بگویم آن است که فرزند ما قرار نیست برآورده‌کننده تمام آرزوهای از دست رفته ما باشد. اگر پدر و مادر به معنای دقیق این جمله پی ببرند به کودک‌شان اجازه می‌دهند تا همه گونه تجربه اعم از موفقیت و شکست داشته باشد و مورد دیگری که باید متذکر شوم آن است که از آنجا که تک فرزند، خواهر و برادری در خانه برای تمرین روابط ندارد، والدین باید شرایط تعاملات اجتماعی را برای فرزندشان فراهم کنند. به عنوان مثال ساعاتی را در کلوب بچه‌ها، مهدکودک، بازی با بچه‌های دوستان، آشنایان و همسایه فراهم کنند و اینکه در زمان لازم به فرزندشان «نه» بگویند و مهم‌تر از همه محرومیت از مزایا را برای فرزندشان که کار ناشایستی انجام می‌دهد، فراهم کنند.

‌یک نمونه از «محرومیت از مزایا» را برای خوانندگان شرح می‌دهید؟

به عنوان نمونه، تصور کنید در منزل شما برای استفاده از بازی‌های کامپیوتری زمان مشخصی تعیین شده و بعد از اینکه زمان بازی به پایان رسید، شما با اصرار و گریه فرزندتان مواجه می‌شوید، در این زمینه از «محرومیت از مزایا» استفاده می‌کنید و فردا شب به کودک‌تان اجازه بازی کامپیوتری نمی‌دهید.

‌عامل جدایی و طلاق در خانواده تا چه حد در لوس شدن فرزند تاثیرگذار است؟

در خانواده‌هایی که با طلاق روبه‌رو هستند یا اینکه کودک در خانه‌ای زندگی می‌کند که بین والدین عدم تفاهم دیده می‌شود، شدت لوس بودن کودک نسبت به سایر کودکان به مراتب بیشتر است. از آنجا که والدین هماهنگی لازم را با یکدیگر ندارند و از طرفی رقابت «والد خوب بودن» بین پدر و مادر وجود دارد، تناقض رفتاری آنان در همه موارد شدیدتر خواهد بود و گاهی هر یک از آنها برای نشان دادن برتری خود، محبت‌های نابجا و شروع به نقض قوانین می‌کنند که در نهایت قربانی چنین تناقضی فرزندشان است. پدر و مادر حتی اگر بنا به هر دلیلی از هم جدا شده‌اند یا اینکه در خانه تفاهم کافی ندارند باید درخصوص مسایل تربیت فرزندشان با یکدیگر هماهنگ و همسو رفتار کنند تا آسیب کمتری به کودک‌شان وارد شود.

‌آیا لوس بودن کودک قابل اصلاح است؟

بله قطعا. لوس بودن یک اختلال روانی و رفتاری است که با اصلاح الگوهای تربیتی والدین قابل درمان است. ناآگاهی والدین در تربیت منجر به لوس شدن فرزند می‌شود که مسلما با تغییر الگوهای سابق و اصلاح آن و البته زمان دادن به این پروسه، بهبودی حاصل خواهد شد و شاهد این هستیم که کودک‌مان قادر خواهد بود با سایرین تعامل صحیح داشته باشد.

‌برای اصلاح این رفتار شما چه نوع روش تربیتی به والدین پیشنهاد می‌دهید؟ تنبیه یا تشویق؟

من معتقدم که به هیچ عنوان نباید از واژه تنبیه استفاده کنیم. در اصول تربیتی کودک، ما یا از تشویق استفاده می‌کنیم یا محرومیت از مزایا، به این معنا که کودک در قبال انجام وظایف و کارهایی که متناسب و صحیح است تشویق می‌شود و در مقابل کارهای ناشایست مانند بهانه‌گیری، بدخلقی و... محرومیت از مزایا را دریافت می‌کند.

‌در طول زمان درمان این اختلال، رفتار والدین باید چگونه باشد؟

تا بهبود کامل این رفتار در فرزندمان باید صبور باشیم و به کودک برای تغییر رفتار از درون فرصت دهیم و از سوی دیگر در رفتار جدید خودمان باید ثابت قدم باشیم و قاطعیت داشته باشیم، چراکه هرگونه عدم تعادل ما باعث ایجاد تزلزل و حس ناامنی در کودک و بازگشت وی به حالت قبل می‌شود.

‌در نهایت شما به عنوان یک مشاور چه راهکارهایی را برای جلوگیری از لوس شدن کودک ارایه می‌دهید؟

  • در مقابل خواسته‌های نابجای کودک‌تان به موقع به او «نه» بگویید.
  • محبت امنیت‌بخش را هرگز از کودک دریغ نکنید
  • دلایل رفتار خود را با زبان ساده توضیح دهید
  • با زبان داستانی و قابل فهم، آگاهی‌های لازم را درخصوص موارد مختلف به فرزندتان بدهید
  • به او عذرخواهی کردن را یاد دهید
  • قوانین واضح، مشخص و متناسب با سن کودک را در نظر بگیرید
  • در رابطه با اصول رفتاری با اطرافیان مانند مادربزرگ، پدربزرگ، عمه، خاله و... هماهنگ باشید 
  • amoozak


[موضوع : روانشناسی کودک]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:55 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

رفتارهای غلط در رابطه با کودک نوپا

 
رفتارهای غلط در رابطه با کودک نوپا

کودکان با کتابچه های راهنما بزرگ نمی شوند. کودکان نوپایی که سرشار از انرژی هستند و مشتاق به تجربه ی هر چیزی که شما به آنها ارائه می دهید، ممکن است در واقع به دنبال فریب والدین خود باشند. حال به نُه اشتباه والدین اشاره می کنیم که باید سعی کنند در مقابل این کودکان نوپا، مرتکب آنها نشوند.

اشتباه شماره ۱:

کودکان نوپا، زمانی کار خود را به بهترین نحو ممکن انجام می دهند که بدانند والدین از آنها چه انتظاری دارند. حال این انتظارات می تواند زمان حمام رفتن یا خوابیدن باشد، یا عواقبی که از یک رفتار بد نصیب شان خواهد شد. هر چه این انتظارات سازگارتر و قابل پیش بینی تر باشند، کودک نوپای شما به احتمال بیشتر، انعطاف پذیرتر و دلپذیر تر خواهد بود.

این اشتباه را تصحیح کنید: تا جایی که برای تان مقدور است، کودک را با خط مشی منظم تربیت کنید و با نظم با او برخورد کنید. اگر والدین (یا دیگر مراقبان)، با یکدیگر موافق و یکدل نباشند، سازگاری می تواند به یک چالش تبدیل شود. اگر کودکی غذای خود را روی زمین بریزد یا در زمان تعیین شده نخوابند، نمی دانیم که چه نوع عکس العملی، بهترین عکس العمل می باشد؟!

اشتباه شماره ۲:

تمرکز بر روابط خانوادگی بسیار لذت بخش و باب میل است اما برخی والدین در انجام این کار افراط می کنند. دکتر توماس فالِن، روان شناس بالینی می گوید: « کودکان، سپری کردن اوقات را با یکی از والدین، بسیار دوست دارند. اختصاص دادن زمانی برای کودکان به طور مجزا، برای والدین نیز بسیار سرگرم کننده می باشد؛ زیرا مجبور نیستند تا با رقابت و هم چشمی دو کودک با یکدیگر کلنجار روند».

این اشتباه را تصحیح کنید: روش مناسب برای سپری کردن زمان با یک کودک نوپا، چه روشی است؟ فالِن، این طور پاسخ می دهد: «بسیار ساده است؛ روی زمین بنشینید و با او بازی کنید. هنگامی که می خواهد بخوابد، برای او قصه بگویید یا کتابی را که دوست دارد، برایش بخوانید».

اشتباه شماره ۳:

بیش از حد کمک کردن برخی از والدین در انجام هر کاری به کودکان هم می تواند مشکل ساز باشد؛ هنگامی که کودک برای انجام دادن کاری بسیار کوچک دچار مشکل می شوند، والدین با سرعت به آنها نزدیک شده و کارشان را انجام می دهند.

مادر یا پدر محترم، قبل ا انجام این کار لحظه ای فکر کنید: اگر بخواهید برای هر کاری، از جمله پوشیدن یک لباس، یا حل کردن یک پازل، به کودک کمک کنید، در واقع این پیام را به او می دهید که تو هیچ کاری را نمی توانی انجام دهی- به عبارت دیگر، تو کودکی بی کفایت و نا لایق هستی.

بِتسی براون، نویسنده ی کتاب تو رئیس من نیستی، این طور می گوید: «والدینی که در انجام هر کاری به کودک کمک می کنند و سعی می کنند تا بر خرابکاری های خود و اشتباهاتش به طور غیر منطقی سرپوش بگذارند، در واقع در تربیت کردن کودکانی متکی به خود، با مشکلات عدیده ای مواجه خواهند شد».

این اشتباه را تصحیح کنید: براون می گوید: «باید به کودکان خود یاد دهیم که چالش ها را تحمل کرده و با آنها مبارزه نمایند. البتّه، تشویق و تمجید، اصلاً کار اشتباهی نیست. او را تشویق کنید. بگویید، تو می توانی از پس این کار بر آیی».

اشتباه شماره ۴:

بیش از حد صحبت کردن با کودکان نوپا، معمولاً ایده ی فوق العاده ای محسوب می شود. اما نه هنگامی که این کودکان رفتار نامناسبی از خود نشان می دهند. تصور کنید که مادری به کودک ۲ ساله اش که کلوچه می خواهد، جواب منفی می دهد. کودک به خاطر این نه، هیاهو به پا کرده و سر و صدا راه می اندازد.

مادر برای کودک توضیح می دهد که الان زمان خوردن شام است. کودک به هر صورتی تلاش می کند تا کلوچه را به دست آورد؛ از سوی دیگر، مادر هم تلاش دارد که کلوچه را به کودک ندهد. حال مادر بار دیگر تلاش می کند تا علت ندادن کلوچه را به کودکی که گریه می کند، توضیح دهد. این کار باعث کلنجار رفتن دو طرف با یکدیگر و در نهایت سرخوردگی مادر و کودک شود.

فالِن می گوید: «صحبت کردن می تواند منجر به الگویی شود که ما آن را الگوی صحبت کردن- متقاعد کردن- بحث کردن- فریاد زدن- کتک زدن، می نامیم. کودکان، بزرگسالانی در بدن کودکانه نیستند. آنها افرادی منطقی نیستند و نمی توانند آنچه را که شما برایشان می گویید و توضیح می دهید، جذب کرده و برای خود تجزیه و تحلیل نمایند».

این اشتباه را تصحیح کنید: روش هوشمندانه برای مطرح کردن این قانون، چیست؟ فالِن می گوید: هنگامی که به کودک خود می گویید تا کاری را انجام دهد، درباره آن صحبت نکنید و تماس چشمی برقرار نسازید. اگر کودک نافرمانی کرد، به صورت کلامی به او هشدار دهید، یا آنکه تا عدد سه بشمارید. اگر کودک باز هم تعلل نمود و کاری را که گفتید، انجام نداد، به او زمان دهید یا منتظر پیامد فوری این کار باشید؛ اما هرگز توضیح ندهید.

اشتباه شماره ۵:

فقط غذاهایی را درست کنید که کودک دوست دارد. آیا کودک نوپای شما فقط مرغ کباب شده و سیب زمینی سرخ کرده، می خورد؟ آیا او تنها شیرینی را دوست دارد؟ اگر رژیم غذایی کودک، تنها بر مبنای غذاهایی باشد که او دوست دارد، در برابر غذاهای دیگر از خود مقاومت نشان خواهد داد. بسیاری از والدین، بسیار دیر متوجه این موضوع می شود.

این اشتباه را تصحیح کنید: کودک تان را تشویق کنید تا مانند بچه ای خوب رفتار کند. آلتمَن می گوید: «درصد زیادی از کودکان تمایل زیادی برای امتحان کردن غذاهای جدید دارند؛ البته اگر ببینند مامان و بابا از خوردن این غذاها لذت می برند. اگر با خوردن یک لقمه عقب کشیدند، کمی از غذا را در ظرف شان بگذارید.

برخی کودکان قبل از پذیرفتن یک غذا، باید چند بار آن را امتحان کنند«. اگر کودک نوپای شما با ناخونک زدن غذا می خورد، خیلی نگران نباشید؛ بیشتر کودکان همین طور هستند». «بچه ها دوست دارند با غذا کلنجار رفته و با آن بجنگند؛ اگر بخواهید به خاطر این رفتار آنها داد و فریاد راه اندازید، مطمئن باشید فقط مشکل را پیچیده تر می کنید».

اما پیشنهاد او: تا زمانی که چیزی در بشقاب کودک برای خوردن وجود دارد، نگران نباشید. به خود اجازه ندهید تا تبدیل به آشپز همیشگی او تبدیل شوید.

اشتباه شماره ۶:

خلاص شدن از تختخواب بچه (گهواره)، گاهی برای پدر و مادران معضل می شود. این تختخواب ها سبب می شوند تا عادات خوب، در کودک تقویت شود. کودکی که به سرعت درون تخت واقعی قرار گیرد، با مشکلات عدیده ای در خوابیدن و در تختخواب ماندن، روبه رو می شود. و ممکن است در نهایت شما را بیدار نموده و بخواهند کنار شما بخوابند.

آلتمَن می گوید: «برخی مادران خود را فرسوده می کنند، زیرا هر شب کنار کودکان خود می نشینند تا او بخوابد. آنها نمی دانند که علت این الگو، خود آنها می باشند».

این اشتباه را تصحیح کنید: چه زمانی باید از تختخواب بچه (گهواره) رها شویم؟ هنگامی که کودک خود از این تخت خسته شد و از شما خواست تا آن را عوض کنید؛ یا زمانی که شروع به بالا رفتن از آن کردند. برای بیشتر کودکان سنین ۲ تا ۳ سالگی بهترین زمان می باشد. یا زمانی که قد کودک حدود ۹۰ سانتی متر شد.

اشتباه شماره ۷:

آموزش توالت رفتن را زود شروع کنید. برخی از والدین، زمانی که می خواهند به کودک نوپای خود توالت رفتن را یاد دهند، این کار را با گول زدن او شروع می کنند. و اگر کودک کمی از الگویی که والدین برایش چیده اند، منحرف شود، با تنبیهی سخت مواجه خواهد شد. این امر می تواند منجر به جنگ قدرت بین والدین و کودک شود.

این اشتباه را تصحیح کنید: آلتمن می گوید: « کودکان توالت رفتن را یاد می گیرند، زمانی که از آمادگی کافی برای یادگیری برخوردار باشند. نباید در این کار، عجله کنیم». اما می توانید مقدمات این کار را آماده کنید. توالت را به کودک نوپای خود نشان دهید. استفاده از آن را برای او توضیح دهید. اگر کودک به سن ۴ سالگی برسد و هنوز هم پوشک باشد، آن وقت چه؟ آلتمن می گوید: «نگران نباشید؛ هیچ کودکی تا به امروز، با پوشک وارد دانشگاه نشده است».

اشتباه شماره ۸:

به کودک اجازه دهید تا زمان زیادی را پای تلویزیون بنشیند. کودکان نوپایی که زمان زیادی را صرف دیدن تلویزیون می کند، بعداً با مشکلات عدیده ای در یادگیری مواجه خواهند شد. مطالعات نشان داده است کودکان زیر دو سال، قادر به درک آنچه که در صفحات تلویزیون و مانیتور می بینند، نیستند.

این اشتباه را تصحیح کنید: کودکان نوپای خود را با خواندن و کارهای خلاقانه ی دیگر، سرگرم کنید. با کودک خود صحبت کنید و او را تشویق کنید تا علاوه بر حرف زدن، گوش هم بدهد. آلتمن می گوید: «هر چه بیشتر کودک خود را از تلویزیون دور نگه دارید، بسیار بهتر است».

اشتباه شماره ۹:

تلاش برای متوقف ساختن خشم برخی از والدینی که نگران هستند کودک غیر قابل کنترل شود، سبب می شود تا آنها والدینی ناکارا و بی کفایت به نظر آیند. اما همه ی کودکان، گاهی اوقات خشمگین می شوند. هنگامی که کودکی خشمگین شود، صحبت کردن با او کاری بی فایده می باشد.

حتی اگر این اتفاق در خیابان و محلی عمومی بیافتد. بروان می گوید: «هنگامی که در مکان عمومی هستید و باید با کودک خود سر و کله بزنید، احساس می کنید که تحت قضاوت قرار گرفته اید. در این زمان آدم احساس می کند لامپی بر سرش قرار دارد که اعلام می کند، تو والدی بی کفایت و نالایق هستی».

این اشتباه را تصحیح کنید: والدین باید به یاد داشته باشند که کودک و نظراتش اهمی بسیار بیشتری نسبت به نظرات افراد دیگر دارد، بخصوص غریبه ها. اگر مردم، خیره به شما نگاه کنند یا مشاوره ای ناخواسته ارائه دهند، به سادگی لبخند بزنید و چیزی شبیه به این بگویید: اووه، خدای من؛ چیزی شبیه به این اتفاق را به یاد می آورید؟

سپس کودک منتظر را بردارید و به مکانی خلوت و دور از انظار عمومی بروید. تا بدین ترتیب بتوانید خشم کودک را کنترل کرده و او را آرام کنید. می توانید کودک را در آغوش گرفته و بقیه ی روز را با او سپری کنید.



[موضوع : آموزشی -تربیتی]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:45 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]

فرارهای كودكانه یا كشف استقلال!

 
فرارهای كودكانه یا كشف استقلال!

دكتر مهشید چایچی

 

کودک نوپایتان را از ماشین روی زمین پیاده رو می‌گذارید و رویتان را یک لحظه بر می‌گردانید تا کالسکه‌اش را از داخل ماشین بردارید که می‌بینید مانند جت می‌دود و از شما دور می‌شود. شما با او چه می‌کنید؟ او را دعوا می‌کنید، سرش داد می‌زنید و یا می‌خندید و با او دنبال بازی می‌کنید؟ شما فکر می‌کنید با این کودک باید چگونه برخورد کرد؟

البته شما بالاخره می‌توانید دنبالش بدوید و او را بگیرید اما نکته روشن این است که او امروز تمایلی به نشستن در کالسکه ندارد و دلش می‌خواهد خودش روی پاهای خودش بدود و راه برود. این تمایل کودک را نباید نادیده گرفت. مطمئن باشید کودک نمی‌دود تا بچه بدی باشد و شما را نگران کند! او فقط احساس تازه‌ای را در درونش کشف کرده و آن میل به استقلال است. این حس او با توانایی راه رفتن و دویدن که تا چند ماه پیش قدرتش را نداشت مخلوط شده و نتیجه‌اش می‌شود همان فراری که شما می‌بینید.

چه باید کرد؟

یادتان نرود که کودکان نوپا عاشق آزاد بودن و دویدن در محیط‌های باز هستند و شما می‌توانید این احساس آنها را درک کرده و تا جایی که بتوانید کنترلشان کنید به آنها اجازه دویدن بدهید. هر چقدر هم که به کودکان در این سن و سال هشدار بدهید و خطرها را گوشزد کنید، نمی‌توانید مطمئن باشید که همیشه محتاط هستند. بنابراین بهتر است خود شما مسئولیت سلامت و حفظ آنها را از خطر به عهده بگیرید. یعنی لازم است بیش از حد مراقب آنها باشید و تلاش کنید تا محیطی امن برای کودکتان فراهم کنید. در کنار فراهم کردن چنین محیطی لازم است به نکته‌های دیگری هم دقت کنید:

۱. نزدیک او بمانید:

 اگر شما کودکتان را در فضای باز و امنی آزاد گذاشته‌اید بهتر است طوری که هم شما او را ببینید و هم او بتواند شما را ببیند و صدایتان کند در دسترسش باشید. می‌توانید به او اجازه دهید که حتی جلوتر از شما بدود و اگر شما جیغ و داد نکنید و دنبالش ندوید معمولاً خودش نزد شما برمی‌گردد و مراقب است تا واکنش شما را ببیند. اما اگر در محیط شلوغی هستید و یا ماشین‌ها در اطرافتان رفت و آمد می‌کنند، چنین کاری نکنید. در چنین محیط‌هایی لازم است که شما دست کودکتان را بگیرید. یادتان باشد کودکان در این سن عاشق پنهان شدن و قایم‌باشک بازی هستند بنابر این اگر اجازه دهید از دیدرس شما خارج شوند، ممکن است اتفاق بدی بیفتد و اگر کودکتان در شلوغی گم شود شما هیچ وقت خودتان را نخواهید بخشید.

۲. به او نشان دهید که کجا می‌تواند بدود:

 زمان‌هایی را برای گردش کودکتان در پارک و محیط‌های امن اختصاص دهید. البته پارک‌هایی که در آن دوچرخه و ماشین عبور نکند و کودکتان بتواند بدون اینکه مجبور باشد دست شما را بگیرد، آزادانه بدود و بازی کند. البته در پارک هم قسمت‌هایی هست که شما بخواهید مانع رفتن او به آن قسمت‌ها بشوید. مثلاً دویدن به سمت بوته‌ها و استخر آب. اما اگر میزان آزادی او زیاد باشد و حتی او را تشویق به دویدن در چنین محیط‌هایی کنید؛ او محدودیت‌هارا هم به سادگی خواهد پذیرفت و یاد خواهد گرفت نظم و آرامش خودش را حفظ کند. پیامی که شما باید به او برسانید این است که دویدن خوب است اما به شرط این که در زمان و مکان مناسبی باشد. اگر او در مکان‌های شلوع از گرفتن دست شما امتناع کرد می‌توانید از او بخواهید دستتان را بگیرد چون شما راه را بلد نیستید و می‌ترسید گم شوید! او حالا دیگر کمی بزرگتر شده و مسلماً احساس خوبی خواهد داشت از اینکه به شما کمک کند تا گم نشوید!

۳. مشغول و سرگرمش کنید:

 کودکان در بیرون از منزل معمولاً کارهای نامناسبی می‌کنند و گاهی علتش این است که آنها حوصله شان سر می‌رود یا اینکه توجه شما به آنها کمتر می‌شود. بنابر این برای پیشگیری از رفتار بد کودک بهتر است برنامه‌ای بریزید که سر کودکتان را گرم کند و او بتوانددر کنار شما خوش بگذراند. مثلاً وقتی که دوست ندارد سوار کالسکه‌اش بشود می‌توانید از او بخواهید که به شما در هل دادن کالسکه کمک کند. این کار نه تنها برای او جذاب است بلکه فکر می‌کند دارد کار مهمی مانند بزرگترها انجام می‌دهد. گاهی هم می‌توانید برای او اسباب بازیهایی را به همراه بیاورید که بتواند آنها را بانخ یا طناب دنبال خودش بکشد. به همراه داشتن این اسباب بازیها نه تنها قدرت حرکتی کودکتان را تقویت می‌کند بلکه کمک می‌کند تا او کندتر حرکت کرده و خطر کمتری او را تهدید کند. زمانی که برای خرید بیرون رفته‌اید می‌توانید از او بخواهید که یک کیسه سبک‌تر را برای شما بیاورد و به این ترتیب به شما کمک کند. یادتان باشد کودکان دراین سن عاشق کمک کردن هستند.

۴. انتظارات خود را به او بگویید:

 قبل از بیرون رفتن به کودکتان بگویید که انتظار دارید در گردش روزانه چه رفتاری داشته باشد. البته دقت کنید که این حرف را درست بیان کنید. مثلاً جمله شما نباید سوالی باشد. اگر از او بخواهید که «ممکن است مثل یک پسر بزرگ رفتار کنی و دست مرا بگیری؟» او متوجه می‌شود که کار دیگری هم می‌تواند بکند و او شاید نخواهد مانند یک پسر بزرگ رفتار کند چون اختیارش دست خودش است. پس بهتر است به جای جملات فوق به او بگویید: «لازم است وقتی وارد فروشگاه می‌شویم دست مرا بگیری.»

۵. او را تشویق کنید:

 ما بزرگتر‌ها عادت داریم تنها وقتی کودک اشتباه می‌کند به او توجه کنیم و این توجه هم غالب تنبیه را دارد. اما لازم است وقتی کودکمان رفتار درستی از خود نشان می‌دهد هم به او توجه زیادی کنیم و او را به نحوی که دوست دارد تشویق کنیم. بنابر این اگر کودک شما در یک محیط باز دست شما را رها نکرد و از دستتان فرار نکرد اورا تشویق کنید و به او بگویید که از رفتار او راضی هستید. البته تشویق شما باید دقیق و رسا باشد. کافی نیست به او بگویید: «آفرین امروز مانند یک آقا کوچولوی مودب رفتار کردی» بهتر است دقیق به او بگویید که از کدام کارش خوشتان آمده است: «من خیلی خوشحال شدم وقتی صدایت زدم و تو فوراً نزد من آمدی!»

۶. او را در کالسکه نگه دارید:

 البته غیر از کالسکه می‌توانید از کوله پشتی و آغوشی‌های مخصوص کودکان استفاده کنید. این رفتار کودک معمولاً بین سن ۱۸ ماهگی تا ۲سال و نیمگی ادامه دارد. اما اگر دوران دویدن و فرار کردن کودک طولانی شد، بهتر است کودک را در کالسکه بگذارید و تا وقتی به مناطق امن نرسیده‌اید به او اجازه پیاده‌روی و دویدن ندهید. کالسکه به شما کمک می‌کند که کودکتان را نزدیک خود نگه داشته و در چتر حمایت خود حبس کنید. البته حبس کردن لغت خوبی نیست راه‌های زیادی هست که کودک شما احساس نکند زندانی شماست بلکه فکر کند مانند بقیه افراد یک عابر پیاده است. می‌توانید برای او اسباب‌بازی بیاورید و هر وقت خسته شد او را از کالسکه‌اش بیرون بگذارید تا کمی راه برود. بد نیست بدانید نشستن طولانی برای خیلی از کودکان نو پا غیرقابل تحمل است. پس بهتر است کارهای خود را طوری برنامه‌ریزی کنید که گردش شما در خارج از منزل خیلی طولانی نشود.

۷. با او دنبال بازی کنید:

 وقتی او شروع به فرار کردن از شما در یک محیط باز می‌کند می‌توانید به جای داد زدن سر او و دعوا کردنش با او یک بازی جذاب را شروع کنید و به او بگویید که آیا می‌توانی مامان را بگیری؟ او از این بازی خوشش خواهد آمد و به جای دور شدن از شما به سمت شما خواهد دوید. پس اجازه بدهید شما را بگیرد و از این دستاورد خود لذت ببرد. سپس وقتی به محل امنی رسیدید نوبت به شماست که او را دنبال کنید و بگیرید. کودکان نوپا از اینکه آنها را بگیرید خوششان می‌آید چون احساس امنیت به آنها می‌دهد. با این حال این بازی مناسب جاهای شلوغ مانند خیابان نیست.

۸. او را به خانه برگردانید:

 اگرچه بازگشتن به خانه برای کودکی که دستش را ول کرده و می‌دود همیشه نمی‌تواند به عنوان یک عامل تنبیهی برای درک قضیه باشد. حتی ممکن است کودک آن را پاداش تلقی کند. اما اگر از دویدن و فرار کردن او مضطرب و نگران شده‌اید می‌توانید تا زمانی که شما و کودک آرام شده و حس بهتری پیدا کنید به خانه برگردید.

۹. وقت خود را با هشدار تلف نکنید:

یک تاکتیک قدیمی به والدین می‌گوید که قبل از تنبیه کودک تا ۳ بار به او برای کارش هشدار بدهید. اما در سن کودکان نوپا چنین هشدارهایی لازم نیست چون کودک نمی‌تواند در این سن ارتباط بین یک سری وقایع پشت هم و نتیجه را درک کند. بنابر این وقت خود را با هشدارهای الکی و شمارش معکوس تلف نکنید و به یک هشدار قاطعانه بسنده کنید.

۱۰. با داستان و شعر به او آموزش دهید:

برای کودک داستان‌هایی درباره اهمیت گرفتن دستان شما در خیابان و مکان‌های شلوغ تعریف کنید و آنقدر شعرهای شاد در این موضوع با او بخوانید که موضوع را درک کند و یاد بگیرد که در خیابان باید چه بکند. بهتر است نقش یک کودک که دویده و گم شده است را برای کودک بازی کنید و نشان دهید که اگر در محل شلوغی گم شد چه باید بکند.

amoozak



[موضوع : آموزشی -تربیتی]
[ دوشنبه 30 / 10 / 1392 ] [ 11:34 بعد از ظهر ] [ پریسا مامان رادین ]
صفحه قبل 1 ... 3 4 5 6 7 8 9 ... 91 صفحه بعد
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ رو برای پسرم رادین ثبت میکنم تا بتونم از این طریق به هوش و خلاقیت بیشترش کمک کنم. امیدوارم شما هم بتونید از این وبلاگ بهره لازم رو ببرید. هر انتقاد و پیشنهادی رو به گوش جان خواهم شنید. فرزند خوب ساختنی است نه داشتنی!
آرشيو مطالب
آمار وبلاگ
آنلاین : 4
بازدید امروز : 36
بازدید دیروز : 1188
بازدید هفته گذشته : 7160
کل بازدید : 1401951
امکانات وب