رادینرادین، تا این لحظه: 16 سال و 9 ماه و 29 روز سن داره

@@ fun kids club @@

رفیق قلقلی من

  رفیق قلقلی من         اي توپ قلقلي بدو كوچولوي فسقلي بدو بپر بالا  بيا پايين برو تو هوا بخور زمين   توپ قشنگم مي دوني كه خيلي ناز و شيطوني؟ پر مي كشي توي هوا قل مي خوري روي زمين ميري بالا مياي پايين   ديروز چه  شيطون شدي! روي درخت  پريدي همونجا پنهون شدي   خواستم  تو رو بيارم روي زمين بذارم چشمم تو را خوب نمي ديد دستم  بهت نمي رسيد ...
25 دی 1390

داستان شنل قرمزی

داستان شنل قرمزی   روزي روزگار ، دختر كوچكي در دهكده اي نزديك جنگل زندگي مي كرد. دخترك هرگاه بيرون مي رفت يك شنل با كلاه قرمز به تن مي كرد، براي همين مردم دهكده او را شنل قرمزي صدا مي كردند.   يك روز صبح شنل قرمزي از مادرش خواست كه اگر ممكن است به او اجازه دهد تا به ديدن مادر بزرگش برود چون خيلي وقت بود كه آنها همديگر را نديده بودند. مادرش گفت : فكر خوبي است. سپس آنها يك سبد زيبا از خوراكي درست كردند تا شنل قرمزي آنرا براي مادر بزرگش ببرد . وقتي سبد آماده شد، دخترك شنل قرمزش را پوشيد و مادرش را بوسيد و از...
25 دی 1390

ابراز محبت والدین به یکدیگردر حضور کودک

ر ابراز محبت والدین به یکدیگردر حضور کودک   بعضی از والدین به دلیل ترس از بدآموزی برای فرزندانشان، از ارتباط های ساده و صمیمانه- حتی ابراز محبت های معمولی در حضور بچه ها هم پرهیز می کنند ... آیا شما هم این طور رفتار می کنید؟ پس به این نکته توجه کنید که این رفتار قطعا رفتار درستی نیست چرا که برقراری رابطه صمیمانه و محبت آمیز و ابراز محبت های لازم و حتی نوازش و بوسیدن با رعایت نکات اخلاقی، نه تنها بدآموزی ندارد بلکه زمینه های ایجاد روابط سالم بین والدین و فرزندان را به وجود می آورد که خود می تواند مقدماتی ...
25 دی 1390

دو راه برای کمتر تماشا کردن تلویزیون در کودکان

دو راه برای کمتر تماشا کردن تلویزیون در کودکان     دو راه ساده برای کمتر تماشا کردن تلویزیون بوسیله کودکان یک سوم کودکان آمریکایی دو ساعت بیشتر از میزان توصیه‌ متخصصان اطفال؛ تلویزیون تماشا می‌کننداما والدین اغلب در تلاش برای دور نگه داشتن کودکان از تلویزیون ناموفق می‌مانند.اما یک بررسی جدید نشان می‌دهد که کودکان و نوجوانانی که والدین‌شان قواعدی در مورد مدت زمانی که می‌توانند تلویزیون تماشا کنند یا بازی ویدئویی انجام دهند، تعیین کرده‌‌اند، با احتمال بیشتری این حد تعیین‌شده را رعایت می‌کنند. ...
25 دی 1390

آيا بچه دوم خود را هم به اندازه‌ اولي دوست خواهم داشت؟

آيا بچه دوم خود را هم به اندازه‌ اولي دوست خواهم داشت؟     شايد بلافاصله مقيد نشويد وقتي پسر بزرگترم به دنيا آمد، احساس مي‌كردم رابطه‌اي جادويي لحظه‌اي را كه در آغوشش گرفته بودم شكل داده‌ بود. وقتي اين احساس را براي پسر دومم نداشتم، فكر كردم بايد بدترين مادر دنيا شده باشم. فكر مي‌كنم بچه‌ي دوم متفاوت است، چون هرگز هيچ چيزي قابل مقايسه با اولين وقتي كه مي‌فهميد مادر شده‌ايد نيست. نگران نشويد؛ كوچكترين فرزندم خودش را به شيوه منحصربفرد خودش در دلم جا كرده است. زندگي بدون او را حتي نمي‌توانم تصور كنم &n...
25 دی 1390

لطیفه های نخودی

  لطیفه های نخودی     معلم: انواع دندان ها را اسم ببر. شاگرد: نوک زبانم است؛ شما فقط اولی اش را بگویید. معلّم: آسیا.... شاگرد: یادم افتاد؛ آسیا، آفریفا، اروپا و ...       احمد: شنیدی که محمود را گرفتند؟ اصغر: نه، برای چی؟ احمد: آخه داشت می افتاد.      همراه دکتر به بیماری که در حال رفتن به اتاق عمل بود گفت: شما همراه دارید؟ بیمار گفت: بله دارم؛ ولی خاموش است!   اهل کجایی به یک نفر می گویند: شما اهل تهران هستید؟ می گوید: نه خیر، اهل مطالعه هستم.   بهترین اتاق هتل دار...
21 دی 1390

یک ماشین قدیمی

 یک ماشین قدیمی   دیروز با مامان جوون رفته بودیم خیابون ماشینهای جورواجور اونجا دیدم فراوون یك ماشین كوچولو شبیه یك قورباغه توی خیابون دیدم گفتم چقدر این ماهه! اسمش چیه مامان جان این وانته یا پیكان؟ گفت : هیچكدوم عزیزم نه وانت و نه پیكان یك ماشین قدیمی این كوچولو فولكسه شنیده ام گفته اند یه ماشین دو لوكسه.   بخش کودک و نوجوان تبیان ...
21 دی 1390

روباه مریض و گنجشک زرنگ

روباه مریض و گنجشک زرنگ   یكی بود یكی نبود. در یك جنگل كوچك و دور افتاده حیوانات زیادی زندگی می‌كردند. خانم گنجشكه بتازگی 2تا جوجه كوچولویش را از تخم بیرون آورده بود و از آنها بخوبی نگهداری می‌كرد. روزها به اطراف جنگل می‌رفت تا برایشان غذا پیدا كند و بیاورد، اما چند روزی بود كه آقا روباه مكار دوباره سروكله‌اش پیدا شده بود و دوروبر گنجشك‌ها می‌پرید. یك روز از این روزها كه خانم گنجشكه می‌خواست دنبال غذا بره دید كه روباه بدجنس پایین درخت آنها نشسته و بر و بر به بچه‌هایش نگاه می‌كند. با خودش گفت این روباهه دوباره آمده تا جوجه‌هایم را بخوره... برای همین پشیمان شد و برگش...
21 دی 1390
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به @@ fun kids club @@ می باشد