آدم برفــي (شعر)
آدم برفــي از آسمون ميباره، برفهاي گولهگوله حياط ما ليز شده درست مثل سرسره *** دلم ميخواست برم من، سر بخورم تو برفها يا شايد هم بسازم آدم برفي زيبا *** مامان دلش نميخواد، كه من برم تو حياط بهخاطر همين هم كليد روي در گذاشت *** مامان جونم، عزيزم، آخه منم دل دارم چرا نبايد كمي، برف تو دستم بذارم *** قول ميدهم بپوشم، كاپشن و شال و كلاه دست نزنم بهبرفها، بدون دستكش حالا مامان از من قول گرفت، كه حرفش و گوش كنم بدون شال و كلاه، توي حياط من نر...
نویسنده :
پریسا مامان رادین
15:47





