غذایم را خودم میخورم (قصه)
غذایم را خودم میخورم احسان کوچولو که دیگه بزرگ شده و می تونه قاشق و چنگال را درست توی دستای کوچیکش بگیره، تصمیم گرفته خودش به تنهایی غذاهایی که مامان جونش براش می کشه رو بخوره. بعضی از بچه ها که نمی خوام اسمشونو بگم، واسه غذاهایی که ماماناشون با کلی زحمت اونارو درست می کنن، خیلی قر می زنن. اما احسان کوچولو همه ی غذاهایی که مامانش براش درست می کنه رو دوست داره. وقتی غذا حاضر می شه احسان کوچولو دستاشو خوب با آب و صابون می شوره تا همه ی میکروب های روی دستش از بین برن . با یه لبخند خوشگل به مامانش کمک می کنه تا سفره ی غذا رو آماده کنه. چون فکر می کنه مامان جونش به خاطر آماده کردن غذاهای خوشمزه خیلی خسته شده. مامان احسا...


